العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
58
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
شوند در دنيا و به ترك برخى در ديگر سرا ولى نه هميشه بلكه باندازهاى كه حق ستمديده از ستمكننده دريافت شود ، و حكماء و متكلمين خاصه و عامه در اين باره اختلاف دارند . حكماء گفتند نفس ناطقه آدمى مجرّد است و دريافت كلى جز از مجرد نيست ، و از اين رو ادراكش را مخصوص آدمى دانند و جانوران ديگر بوسيله نيروهاى تن امور جزئيه را دريابند چون گوسفند كه از گرگ چيزى دريابد كه از او نفرت گيرد ، و بيشتر متكلمين هم فهم و شعور و خرد را از جانوران نفى كنند كه مدار تكليف است ، و آيات و اخبار وارده در اين باره را تاويل كنند چنانچه پيش دانستى و از اين پس بيايد . و درست اينست كه دليل قطعى بر نبودن خرد و تكليف در آنها نيست بطور مطلق و جز اين نيست كه دلالت دارند كه آنان در ادراك معانى دقيقه و در تكاليف عظيمه بپايه آدمى نرسند و نويد نعمت دائم يا كيفر جاويد ندارند و بسا برخى امور كليه كه بماندن نوع و خوراك و نموّ آنها رسا است بفهمند و شناخت خدا و فرمانبرى از امام زمان را بالهام دريابند و هم امور وارده در اخبار معتبره را و اين نشدنى نباشد و بايست نشود كه مانند متكلمين ديگر عهده دار همه تكاليف باشند و به ترك آنها كيفر شوند . و نيز تكليف نداشتن دليل خرد نداشتن و بىشعورى بطور مطلق نيست ، زيرا بچههاى در آستان بلوغ تكليف ندارند و بسا داراى علوم و تحقيق مطالب باشند كه بسيارى از مكلفين ندارند . بعلاوه ممكن است برخى آيات و اخبار حمل شوند بر اينكه خداوند براى معجزه پيغمبرى يا كرامت وصى و ولى در وقت معينى بجانورى خرد و شعور داده كه گفتار و كردار خردمندان از او سر زده چنانچه گذشت يا سخنى و كارى در او آفريده گر چه خود او نفهميده گرچه دور از باور است ، ولى اگر گفته شود كه كارهاى محكم و هنرهاى دقيق او به صرف طبع است بىفهم و شعور بدان و سود آن